آشنائی باعلوم اسلامی

تبلیغات




کلام

پنجشنبه 29 فروردین 1392


 

 مسا یل کلامی

۱-میان عقل (علم) ودین(وحی) چه را بطه ای وجود دارد؟

بر اساس حکمت متعا لیه ملا صد را میا ن بر هان و قران وعرفا ن اتحاد وجود دارد یعنی قطعا بین عقل ووحی هیچگونه تعا رضی نخوا هد بود البته عقل وعلم قادر به درک تمامی حقایق دینی نیست ولی تا کنون وحی ودین با هیچیک از مسایل عقلی وعلمی در تعارض نبو ده است بنا بر این اگر امری عقلی وعلمی در تعارض با تفسیری از قران ویا روا یاتی باشد ان تفسیر ویا روایت مخدوش است.

۲-وحدت یا کثرت دین(پلورالیسم)

در دنیای ما ۵دین تو حیدی وحد اقل ۷ دین بشری وجود دارد

الف-ادیان تو حیدی

۱-اصول دین یعنی خدا نبوت ومعا د در تمامی انها مشترک است در این مورد ادیان توحیدی وحدت کامل دارند.

۲-در مسایل عملی چون ادیان الهی در طول یکدیگرند بنا بر این اخرین دین حق است وسایر ادیان نسخ شده اند(۱۸۰ال عمران)

ب-ادیان بشری-اینگونه ادیان در عرض یکدیگرند ولذا میتوان انها را در کنار هم پذیرفت.

نتیجه-از جهت عملی تمامی ادیان در کنار هم زیست میکنند لیکن با توجه به حقا نیت اخرین دین الهی بقیه اعتباری اند وسر انجام خداوند در اخرت میان انها داوری خواهد نمود.۱۷حج

۳-ایا دین با سیاست قابل جمع است؟(سکولاریسم)

اری زیرا میان اندو عموم وخصوص مطلق است یعنی دین اعم از سیاست وغیر انست دین توحیدی سیاسی است ولی هر سیاستی دینی نیست.از نظر تاریخی میتوان بحکومتهای یوسف داود سلیمان پیامبر اسلام وبالا خره به جمهوری اسلامی ایران اشاره نمود.

سکولا ریسم یاحکو مت غیر مذ هبی محصول سیا ستهای غلط کلیسا وتفتیش عقاید ان در قرون وسطا بود که پس از رنسانس در اروپا بوجود امد ودر عصر حاضر چنا نچه رهبران دینی در ایران ویا هر نقطه دیگر دین را وسیله قدرت ودنیای خود کنندسرنوشت محتوم رهبران کلیسا در قرون وسطا راخواهند داشت.

۴-مراد از اسمانهای هفتگانه چیست؟

عوا لم هستی چهار تاست لاهوت جبروت ملکوت ونا سوت وعالم اخیر خود نیز چهار تاست ذر دنیا برزخ واخرت درنتیجه جمعا هستی دارای هفت عالم است و مراد از اسمانهای هفتگانه اسمان همین عوالم است چه پیامبر اسلام بمعراج رفتند یعنی اخرین مقصد(عالم لاهوت)ومقصد قبلی ایشان (عالم جبروت )بود که با جبراییل دیدار کردند وقبل از ان ازملکوت وپیش از ان ازاخرت وعالم ذر گذشتند واغاز سفر اسمان دنیا بوده است.با توجه به موارد فوق عیسی وادریس دراسمان چهارم یعنی بهشت قرار دارند.

۵-جهان کبیر وجهان صغیر

جهان کبیر عبارت از لاهوت جبروت ملکوت وناسوت است که همان جهان خداوندی ملایک(عقل) صورت(مثال) وماده(جسم) است.

جهان صغیر عبارت ازنفس ادمی است که قوه عاقله اوفرشته اوست که ابزار کلیات است وقوه خیال او که عالم صورت ومثال اوست وقوه حسیه که ابزار جزییات ومحسوسات اوست بطور خلاصه خداوند جهان کبیر وانسان جهان صغیر است.

۶-مراد از اینکه خداوند وجود صرف یا صرف وجود است یعنی چه؟

وجود امری شخصی است ومشخصات هیچ شی ای در عالم از ازل تا بابد با مشخصات شیء دیگر تطا بق ندارد وجود هر شخص متعلق بخود اوست ومشخصات او شخصیت اورا میسازد با توجه باینکه خداوند هیچ وجه اشتراکی با شیء دیگر ندارد بعبارت دیگر خداوند دارای ماهیت نمیباشد بنا بر این ذات او شخصی است ووجود اومنحصر وبدون اشتراک با شیء دیگری است.پس صرف وجود یاوجود صرف است.

۷-ایا پیامبران معصومند ؟عتابهای خداوندبه انان بچه علت است؟

ایا معصومیت انا ن از دوران کودکی تا پایان عمر است؟

پاسخ پرسش اول قطعا اری است چرا که اگر پیامبر معصوم نباشد کلام او دیگر اعتباری ندارد مثلا اگر پیامبر اسلام غیر معصوم باشد از کجا معلوم که در کتاب خدا اشتباهی رخ نداده باشد پس اصل معصومیت پیامبر است ایات۲و۳و۴نجم

در مورد سوال دوم باید گفت عتاب خداوند در مورد ترک واجب یا انجام عمل حرام نیست بلکه ترک امری مستحب یا انجام امری مکروه از سوی پیامبر است که در مورد افراد عادی گناهی محسوب نمیشود اما از پیامبران توقع میرود ولذا مورد عتاب قرار میگیرند.

در مورد سوال سوم باید گفت انچه مورد نظر واهمیت است معصومیت یک انسان درمقام پیامبری است نه در مقام یک انسان بنا بر این هر انسانی جایز الخطا ست وپیامبران پیش از انتصاب به نبوت نیز مانند سایرین هستند و ضرورتی ندارد در خصوص معصومیت انان قبل ازانتصا ب به نبوت بحث نمود

۸-اثبات روح از طریق مقایسه انسان ورایا نه

بدن ادمی همانند رایانه است ورودی ان حواس ظاهری وباطنی است وخروجی ان فکر زبان وسایر اندامها است وکلیه عملیات تحلیل وترکیب واستنتاج توسط مغز انجام میشود حا ل این کاربر است که از رایانه استفاده میکند رایانه بدون کاربر مفید نیست کاربر ادمی کیست؟ کاربر انسان روح ونفس ادمیست که تن ادمی بدون ان همانند رایانه بدون کاربر است رایانه مرکب است وبدن ادمی نیز چنین است رایانه قابل تجزیه وفروش است همانند بدن ادمی اما کاربر رایانه ونفس ادمی غیرازانست.

۹-علل گرایش بدین

درزمینه علل گرایش بدین تئوریهای زیرین وجوددارد

الف:روانشناسانه

۱-عقده های روحی عامل گرایش بدین است(فروید)

۲-ازخود بیگانگی چون انسان خواهان کمال است وانرا نمییابداین تصور رابه بیرون پرتاب میکند(فوئرباخ)

۳-جهل عامل انست(اگوست کنت)

۴-ترس عامل انست(اسپنسروراسل)

ب:اجتماعی

۱-استثمارطبقه حاکم اززیردست(مارکس)

۲-ازدست دادن من اجتماعی(دورکیم)

۳-ضعفا دین راعلیه اقویا اختراع کردند(نیچه)

ج:-فطرت:(اسلام) قران کریم درایه ۳۰روم صریحا این علت را فطرت ادمی میداند فطرت نوعی افرینش ادمیست که موجب میشودانسان میل بجاودانگی پرستش خدا تشکیل خانواده وزیبایی وهنر داشته باشد انسان دارای سه خلقت طبیعت غریزه وفطرت است که اولی وجه مشترک انسان با جماد ونبات است ودومی وجه مشترک با حیوان وسومی همان جنبه الهی اوست بنا بر این نه عقده های روحی نه از خود بیگانگی ونه جهل یا ترس یا تئوریهای اجتماعی هیچیک از عوامل اصلی گرایش بدین نمیباشد.

دلایل فطری بودن خداپرستی

۱-تاریخ نشان داده که خداپرستی ازذات انسان سرچشمه میگیرد

۲-گریزازمحدودیت

۳-خداانتزاعیترین مفهوم عقلی بشر است که بینهایت ازمحسوسات دوراست

۴-تائیدات روانکاوان وفیلسوفان جدید(یونگ)

۱۰-چه رابطه ای میان قضا وقدر الهی واختیار انسان وجود دارد؟

خداوند ادمی را مختار افریده یعنی قضا وقدر او افرینش اختیار ادمیست پس اراده خداوند واختیار ادمی درطول یکدیگرند یعنی هر چه انسان اراده کند اراده الهی هم همان بوده است زیرا اختیار انسان نیز مخلوق اوست پس جبری در کار نیست مگر انکه استثناء اراده الهی مانع اراده انسان شود واین امر بایستی اثبات گردد.

۱۱-احکام اولیه وثانویه

تمامی احکام الهی احکام اولیه اند اعم از واجب یا حرام وغیره اما بحکم قران چنا نچه ضرورت یا اضطرار ویا مصلحت فرد پیش اید میتواند بمیزان ضرورت یا اضطرار ومصلحت ازانجام واجب یا ترک حرام سرباز زند وبمحض رفع ضرورت واضطراریا مصلحت بحکم اولیه باز گردد این حکم را حکم ثانوی نامند.در قانون اساسی در مسایل جامعه همین امر پیش بینی شده است بدین صورت چنانچه مجلس شورای اسلامی ضرورت یا مصلحت تصویب قانونی خلاف احکام اولیه یا قانون اساسی را بدهد وشورای نگهبان با ان مخالفت کند مورد بمجمع تشخیص مصلحت نظام ارایه میشود تامجمع تصمیم بگیرد (حکم ثانوی) البته درموردی نیز رهبری دارای چنین اختیاری است.پیامبر فرمودند بعد از خود دو چیزرابیادگارمیگذارم یکی کتاب خدا ودیگری عترتم که مراد از اولی احکام اولیه ودومی احکام ثانوی است که توسط امامان در هر زمان جاری میشود.

۱۲-حد- اعتدال- بی حدی

انسان در حیات خود با سه مساله سرو کار دارد عقاید(افکار)-اخلاق(منشها)-احکام(کارها)

۱-درافکار وعقاید هیچ حدی وجود ندارد ذهن ادمی تا بینهایت بجلو میرود چرا که روح ادمی با خداوند مرنبط است لذا انسان در اندیشه کاملا ازاد است وهیچکس حق ندارد عقیده واندیشه افراد را محدود یا تفتیش کند

۲-اعمال ادمی قطعا حد دارد زیرا با جسم انسان مرتبط است وماده محدود.لذا حدود وتکالیف الهی نیز محدود ومصرح است

۳-اما درمسایل اخلاقی نه حد است ونه بیحدی بلکه اعتدال وجود دارد یعنی نه افراط ونه تفریط چرا که خلق انسان میانه روح وجسم اوست.

۱۳-فرق میان پیامبر وامام وتفاوت مرجع تقلید وولی فقیه

پیامبر اورنده وحی است وامام مجری وحی پیامبر خود نیز میتواند امام باشد همانند موسی داود سلیمان ومحمد ص. امام نیز میتواند با حمایت مردم حکومت را دراختیار بگیرد همانند علی ع درانصورت ولی امر نیز خواهد بود

درغیبت حضرت صاحب ع امر امامت و ولایت بعهده مرجع صالح دینی است که درصورت حمایت مردم مانند مردم ایران ولایت وامامت را بعهده خواهد داشت مانند امام خمینی ویا اینکه مرجعیت وولایت تفکیک میشود مانند وضعیت فعلی ویا اینکه ولایت مورد حمایت مردم قرار نمیگیرد مانند زمان پهلوی که درانصورت تنها مرجعیت وجود دارد.درنتیجه بین مرجعیت وولایت رابطه الزامی وجود ندارد یعنی مرجع میتواند ولی باشد یانباشد وولی فقیه نیز میتواند مرجع باشد یا نباشد. بعبارت دیگر باید گفت امامت ازحضرت ادم تا حضرت خاتم واز علی تا مهدی تا پایان جهان استمرار داشته لیکن ولایت در برخی انبیا وبعضی از اولیا وجانشینان ایشان مستقر شده است.

۱۴-رابطه ازادی ودین (ایین الهی یابشری)

ازادی ودین از دو جنسند وقابل مقایسه نیستند ازادی نیرویی در وجود ادمیست ودین مقوله ای خارجی ورابطه اندو رابطه عاشق ومعشوق وحبیب ومحبوب ویا انتخاب ومنتخب است خداوند ادمی راازاد افریده وباو اختیار داده است که سرنوشت خود رابر پایه عقل انتخاب کند (لا اکراه فی الدین ..واصل۵۶) پس انسان ازاد است تا دین یا ایین یا قرار دادهای اجتماعی را برگزیند واین امر فطری است ونمیتواند بدون اجتماع وپذیرش تعهد نسبت بان زندگی کند وانتخاب او اساس مسوولیت اورا تشکیل میدهد

۱۵-خدا شناسی

چگونه وبه چند طریق میتوان خدا را شناخت؟

۱-از طریق دل: یعنی تجربه باطنی که این کار عارفان است ودر عرفان ازان گفته خواهد شد (عین الیقین)

۲-از طریق حس وعقل:با درک مخلوقات او از طریق حواس وبرهان عقلی این روش عالمان است(علم الیقین)

۳-از طریق عقل محض:با بررسی رابطه علیت وبرهان عقلی این روش فیلسوفان است(علم الیقین)

۴-از طریق وحی: با بررسی کلام خدا ومعجزات پیامبر واین روش متکلمین است (حق الیقین)

نکته:نور سیاه یا کفر حقیقی ذات خداوند مقام لا اسم له ولارسم له(مقام عماء) کان الله فی عماء

۱۶-مکاتب فکری

۱-شک دروجود(سوفسطائیان یاشکاکیون یاseptique )-2-معتقدبوجود

معتقدبوجود:۱-ایدئالیسم(خیالگرا)-۲-رئالیسم(واقع گرا)

رئالیسم:۱-مادی(حسگرا)شامل ماتریالیسم-پوزیتیویسم-امپریسم

۲-الهی (theism )شامل تجمیع- تفکیک

الف:تجمیع:۱-تقدم عقل یر وحی شامل مشاء(ارسطو-بوعلی)-معتزله-عقل انتقادی(پوپریسم)

۲-تقدم وحی برعقل شامل اشراق-اسکولاستیک-اخباریون-اشاعره-عرفاء

۳-هماهنگی عقل ودل ووحی(حکمت متعالیه ملا صدرا)

ب:تفکیک:۱-جدائی دین ازمعارف بشری(مکتب خراسانی)

۲-جدائی امور شخصی ازاجتماعی(سکولاریسم)

۳-جدائی امور نظری وعملی(جوادی املی)شامل عقل معیار(درعقاید)-عقل مصباح(دراحکام)-عقل مفتاح(درفلسفه احکام)




نظرات

0 دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید
هیچ نظری برای این مطلب وجود ندارد ! اولین نفر باشید ...




نظر بدهید ...

نظر شما :

برای افزایش امنیت لطفا کدی را که در تصویر زیر می بینید در کادر وارد کنید :
CAPTCHA Image   Reload Image
Enter Code*: